تبليغاتX
think_different

think_different

شاید بشه متفاوت بود

سلام

 

برگشتم با یه دنیا عشق به هنر

 

با یه دنیا پر ازامید با هزاران هزار آرزو  با یه کوله بار شادی

 

ای خدا جان را عطا کن آن مقام        که اندر او بی حرف میروید کلام

 

 

میخواستم امشب خیلی چیزها بگم و بنویسم ولی تصمیم گرفتم چیزی نگم فقط سکوت کنم چون با سکوته که

 

خیلی حرفهای نگفته گفته میشه.. از طرف دیگه هم میخواستم شما حرف بزنید من که خودم زیاد حرف زدم

 

 چیزی نفهمیدم حالا میخوام شما حرف بزنید و من بفهمم .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:17  توسط مهدیه شفیعی  |