تبليغاتX
think_different

think_different

شاید بشه متفاوت بود

این متن را یکی از دوستان گفته بود خیلی جالب به نظرم اومد.....
 
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت.
مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشترمی‌خواستند.
توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد.
 
یک وقتهایی احساس می کنم که باید باور کنم ، این غم تلخ را ......
یک وقتهایی احساس می کنم که زمان برام متوقف شده ،
انگار که هیچ چیزنمی خواد تغییر کند ، گرچه تغییر می کنه اما تغییراتی که بیشتر ادم را اسیر میکند....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 13:36  توسط مهدیه شفیعی  | 

با سلام خدمت تمام دوستان عزیز ماه محرم الحرام را به تمام مسلمانان بخصوص شیعیان تسلیت عرض میکنم...امیدوارم من را برای دیر امدنم به وبلاگ ببخشید..

یک سوال؟؟

چرا به جز ایران خودمون در کشورهای دیگه وقتی یک هنرمند به شهرتی میرسه و یا بهتر بگم استعدادش شکوفا میشود تازه بعضیها یادشون میاد که چی بود و چی شد..... افراد زیادی هم با تحدید و به قول خودشون طرف رو پیش بقیه بد جلوه میدن تا یه چیزی این وسط دستگیرشون شه چرا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟واقعا چرا!!!!!!!! ...... (من فقط میخوام نظر بقیه دوستان را بدونم و بس)

خواهش میکنم جواب را صادقانه و واقعی بدهید

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 15:5  توسط مهدیه شفیعی  |